سکوت عشق
كاش گونه ها هنوز جاي پيوند اشكها و قطره هاي باران بودند...
به التماس نجیبم بخند حرفی نیست
بهار آمد!
شکسته پای شکیبم بخند حرفی نیست
در امتداد جنونم بیا و رو در رو
به خنده های عجیبم بخند حرفی نیست
از آخرین نفس کوچه هم پرم دادند
به این غروب غریبم بخند حرفی نیست
طلسم اشک مرا با فریب دزدیدند
تو هم برای فریبم بخند حرفی نیست
من از عبور نگاهی شکسته ام، آری
شکستن است نصیبم بخند حرفی نیست
به حال من پری دل گرفته هم خندید
تو هم بخند عزیزم ـ بخند حرفی نیست

با هر که رفت،رفت دلم،مال من که نیست
من بی دلم، دلی که به نام تو کرده ام
دل دل نکن، بزن زمین، مال من که نیست!
ای آسمان! به هر چه قسم خوردنی، قسم
حال تو، مه گرفته تر از حال من که نیست
من آن منم که خیره به سقفم نه آسمان
پرواز هست، زیر پر و بال من که نیست
آری! خلاصه با تو بگویم که روی خوش
با هر که هست، با من و امثال من که نیست![]()

نسیم باد نوروزی نوازشت نمی کند؟
گوش کن
صدای ترنم هزاران دلباخته را که با جویباران همنوا شده اند را می شنوی؟
شادابی درختان و عطرگلها را حس می کنی؟
ابرها را ببین
ببین چگونه زمین خشک را سیراب می کنند و گیاهان را به جنب و جوش وا می دارند
بهار باغ آرزویم
باد صبا را راهی کن
با بهار طبیعت هم قدم شو و بیا
بیا و صفابخش نغمه خوانی بلبلان عاشق باغ آرزویم باش
بیا و نشاط بخش طراوت بهاری سرزمین امیدم باش
ای ابر رحمت
بر من ببار
ببار و مژده رویشی نو برایم بیاور
من چشم به راه توام
بیا
با بهار بیا
ای به زبهار آمدنت...![]()

| :قالبساز: :بهاربیست: |

